تبليغاتX
دورازخانه...

به قول میثـــــــم:
«گاهی دلم برای خــودم تنگ می‌شود
گاهی که قلب آينه از سنگ می‌شود»

چندی پيش دوست خوبم پیمـــــــان دعوتم کرد به نوشتن آرزوهای محالی که دارم. با پوزش از پيمان عزيز به خاطر وقفه‌ای که در پاسخ به دعوتش ايجاد شد، پست حاضر را اختصاص مي‌دهم به همين مطلب.

۱- دروغ نگفته باشم، بزرگترين آرزوي محالم در حال حاضر کاهش وزن است از ۵۸۰ کيلو به ۵۸ کيلو!

۲- آرزوی ديگرم تغيير اندازه لباس از سايز ۳۸۰ به سايز ۳۸ است!

۳- کاهش سايز شلوار جين از ۲۶۰ به ۲۶ را بايد سومين آرزوی محالم به حساب آورد!

۴- بازگشت به اندام موزون بيست سالگی هم در فهرست آرزوهاي محالم قرار دارد!

۵- آرزوی محال خرید لباس از فروشگاهی غیر از Addition Elle لعنتی را که مخصوص خانمهای چاق است نباید از قلم انداخت!

۶- برآورده شدن این آرزو که مهرداد دیگر «تُپُــــــلُف» صدایم نکند هم از قوت فراوانی برخوردار است!

۷- تحقق همه موارد بالا بدون رژيم غذايی و هرگونه تحرک شايد محال‌ترين آرزويی است که در سر می‌پرورانم!

اَه! خسته و فرسوده‌ام از اينهمه گوشت و چربی اضافی! هرقدر هم که بگویید فلان و بيسار، خوب می‌دانم اگر وزن کم کنم خودم را بیشتر دوست خواهم داشت...

هرچند که آرزوهایم محال هستند اما به معجزه هم اعتقاد دارم! پس:

«یا رب دعای خسته‌دلان مستجاب کن!»  

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 4:4 PM  توسط شبلی!  |