آبـــی ديگر رنگ آرامش نيست نازنين!
رنگ آب و رنگ خواب هم حتی...
تو ســـرخ رنگی وقتی که ميسوزی
خاکستـــــری رنگی وقتی که بر باد ميروی
و سیــــاه رنگ
وقتی که در سپيده دم
باد بيرحم
عطر آرزوهايت را
دور و دود میکند
و سمند رويايت را
در کوره راه مرگ
هی ميکند
و پای يادت را
پی ميکند
آبـــی ديگر رنگ آرامش نيست
آبـــی فقط رنگ آسمان است
و آسمان همیشه، همه جا
همین رنگ است نازنین...

منصـــــــــور جان
با بهتــــی که به کلام در نمیآیــــــد، چهلمیـــــــــن روز هجـــــــرت نابگاهـــــت را، دور از همـــــــه آنها که دوستت دارنــــد، در پياـــــــــه تنهائیــــــــم به اشــــــک مینشينـــــــم.
وعــــــده دیـــــدار ما، خوابهــــــای آشفتــــــــهام، گنجشکـــــــک اشـــــیمشــــی...