« فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرآ عظیمآ »
نه جنگافزار دوست باش شعر من!
نه سنگر دشمن
نه آتشبیار معرکه
نه هیمه مضحکه
که میسوزد
تا پسمانده ملال دلسردان را
گرم کند
تنها سرودی ساده باش شعر من!
سرودی ساده
ستایشگر نگاه سادهتر چشمی
که بر تنهائی تو درخشیده
نگریسته
گریسته
ستایشگر لب ترانهخوانی
که ترانه شادیت را خوانده
لبهای خاموشت را بوسیده
با تو خندیده
در خندهدارترین روزگارها
و مضحکترین زمانها
که کلمات ردیف نمیشوند
مگر در هیئت سربازانی در صف پادگانها
و قطارهای فشنگشان
کمی شریف باش شعر من!
و بیشتر بیپروا
کمی عاقل باش و بیشتر عاشق
کمی نگران باش و بیشتر شعر
روزگار خوبی نیست شعر من!
روزگار خوبی نیست
نگاه کن!
آنجا چیزیست که تو ستودهای
ـتنها آبادی این سرزمین ویران ـ
و همانجا و همهجا
دشمنیست که تو از هیبتش رمیدهای
دشمنی با هزار دهان دشنامدهنده
و هزار دندان درنده
و هزار تازیانه
که متفق با دنیا و مافیها
با هزار زبان و حیله
مثل دیواری عمود
در برابر آزادیت ایستاده
ستایشگر عطر ناب عشق باش شعر من!
ستایشگر تنهاترین گیاه این هرزبوم
که به معجزهای موهوم بازمانده
وقتیکه همه چیز گندیده است
و دریاچههای منجمد نمک هم
دیگر بکار نمیآیند، شعر من!
شعر بیوطن من!
دوست محترم آقای رضا امیدی نویسنده وبلاگ بدرقه طرحی برای گردآوری بهترین پستهای وبلاگهای فارسی پیشنهاد کرده و وبلاگ بهترین پست را به این کار اختصاص دادهاند. من به دعوت کوروش اسلامزاده عزیز نویسنده وبلاگ خوب دنیای وبلاگ امکان شرکت در این کار گروهی را پیدا کردم و به نوبه خودم از این دوستان دعوت میکنم به جمع ما بپیوندند.
همه علاقهمندان
نگاه میکردم
به موج بلند حسرت
در لابلای امواج
گلوی آبهای رابطه میسوخت
هزار صدا
در هم میپیچید
برمیخاست
و میشکست
بر بامهای محو افق
توفان خستهای
به بادهای سرکش خاطرهاش میاندیشید
نسیمی از ته دلتنگی میآمد
و چشمهای خیره خیسش را
میبست