تبليغاتX
دورازخانه...
 

چطور از اینهمه فریاد درد نمرد

 

 

کسی که از شنیدن آه یک اندوه

 

 

تب میکرد؟!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 24 شهریور1385ساعت 2:50 PM  توسط شبلی!  | 

 

مثل یک تبعیدی متمدن متشخص

در پاریس و لندن و نیو‌یورک زندگی کرده‌ام

مثل یک تبعیدی متمدن متشخص

در سیرک و تئاتر و سینما لبخند زده‌ام

مثل یک تبعیدی متمدن متشخص

در شلوغ‌ترین دیسکوتک‌های مونتریال رقصیده‌ام

با جمع تبعیدی‌های متمدن متشخص

صبحانه‌ام را در«نیکلز» خورده‌ام

ناهارم را در«اندروز»

و شامم رابا معشوق‌های تاق و جفتم در«استیک‌هاوس»

 

 

و عشق حالا پرنده دور‌پرواز یک خاطره است

نه در آسمان آبی احساس

که در آسمان مه‌آلود ذهن

برای من

من که مثل یک تبعیدی متمدن متشخص

در مستی‌های شبانه غربی

معصومیت ناب شرقیم را

استفراغ کرده‌ام

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 9:20 AM  توسط شبلی!  | 

To Gisou, The Most Beautiful, Understanding, Caring, Loving Girl In The World

,Gisou Jan
,Dokhtar Ke Resid Be Bist
!Digar Nabayad Be Halash Gerist
!Happy Birthday, Khoshgele Man
!I Wish You All The Best

Maman

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 0:2 AM  توسط شبلی!